احمد مجد الاسلام كرمانى
16
سفرنامه كلات ( فارسى )
يك ديزى چرك و كثيف آبگوشتى باشد با چند دانه نان بميان آورده پهلوانوار از اطراف بر آن سيمرغ قله قاف حملهور شده مردانه مصاف ميدهند بيچاره سعيد خان را هم امر به زور آزمائى و قدرت نمائى مينمايند ، آن بدبخت كه از بس كتك خورده بود دست و بازويش از كار افتاده گلويش خشك و دهانش بسته و روانش خسته از همراهى به اشاره عاجزانه تقديم معذرت مينمايد سرپيچى او بر تغير آنها ميافزايد و با يكدست به خوردن نان و با دست ديگر بزدن سعيد خان مشغول ميشوند و بعد از زد و خورد بسيار به جهت كباب كردن شكار اسباب كار و اشخاص كارگزار با منقل آتش و سيخ و ميخ آهن احضار مينمايند سعيد خان را ديگر طاقت تحمل نمانده به حالت نزع ميافتد . مخفى نماند كه وسيله استنطاق در تمام ايران منحصر است به اين قسم وسائل كه بعضى از آنها را كه شنيدهام مينويسم . تخممرغ ميآورند و به آب ميپزند آنوقت بمقعد محبوس فرو مينمايند چيزهاى مدر از قبيل چاى و آب هندوانه زياد به او ميخورانند و گلوى آلت رجوليت او را با سيم و زه بسيار محكم ميبندند . سيخ ميآورند در آتش داغ نموده همين كه مثل آتش سرخ شد بر بدن او ميگذارند و گاهى آن سيخها را بيكى از منافذ بدنش فرو مينمايند شرح تنگ قجر و اشكلك و ساير آلات و اقسام را كه ايرانيها در اين گونه مقامات اختراع كرده و نسبت بابدان ضعيفه هم وطنان خود اعمال و امتحان مينمايند تا مقصر آنچه ميخواهند بگويد و هرچه مطالبه ميكنند بدهد ابدا قابل نگارش نيست و خدا گواه است قلم را ياراى تحرير و زبان را حالت تقرير نيست و چه قدرها از نفوس زكيه بىگناه كه چيزى نميدانستهاند و اداى آنچه ميخواستهاند نميتوانستهاند در زير داغ از زحمت زندگانى فراغ حاصل نمودهاند سعيد خان از هول جان و ترس از اين اعمال وحشت نموده مهياى رحلت شد خبير دربار كه حالت او را اينطور ملاحظه نموده ترسيد كه مبادا